
چند هفته ی پیش بود که پشت در منتظر بودم تا جلسه رسیدگی با نیم ساعت تاخیر شروع شود ، در آن ازدحام و شلوغی کنارم یک مرد میانسال دست بند به دست با آن لباس آبی راه راه معروف ... ! همراه با سرباز ایستاده بود و مردی دیگر هم همراهی اش میکرد و گویا از دوستانش بود و با هم خوش و بش می کردند . ناگهان آن مرد دست بند به دست رو به همراه کرد و گفت با موبایلت یک عکس از من بگیر ! برای تلگرامم میخوام ... و دستی که دستبند داشت را بالا آورد و ژستی گرفت و عکس گرفته شد ... ! قبل تر ها به بی فایده بودن مجازات اعتقاد داشتم و بسیار بحث می کردم سر آن با موافقین ( و البته موافقین حقوق خوانده ) بالاخص بر سر مجازات های سنگینی هم چون اعدام . ولی با دیدن این صحنه متوجه این شدم که برای یک سری افراد قبح مجازات دیگر آنچنان که باید و شاید کارا نیست .به شخصه همیشه اقدامات تامینی و تربیتی را ارجحیت داده ام ...
و امروز با خبر مرگ کودکی 8 ماهه که توسط دو سارق همراه با خودروی پراید پدرش دزدیده شده و طبق گزارش پلیس به سبب گرمای شدید ، گرسنگی و تشنگی مرده است !!! یاد آن روز و قبل جلسه رسیدگی افتادم . در جامعه ای که فقر ریشه دوانده باشد و اخلاقیات جای خود را به تزویر و دو رویی بدهد و خشم نهفته ی مردم هر روز بیشتر و بیشتر شود . در اینجا باید از چه کسی انتظار امنیت داشت ؟ این ها همه مثل یک زنجیره به هم متصل است ...
استادی داشتیم در سر کلاس جرم شناسی که می گفت فقر ریشه ی اغلب بزهکاری ها در جوامع است . کسی که دستش خالی و شکمش گرسنه باشد ایمانش را به باد می دهد ...
نمیخوام بگویم آن فردی که چنین عمل زشتی را انجام می دهد تقصیری ندارد ... ولی متاسفانه فقر اقتصادی و فقر فرهنگی همپای هم به جان مردم ما افتاده است . و خروجی اش این خبر های تاسفبار و سیلی خروشان از خشم است که هر روز شاهد آن هستیم .
________________________
پ . ن :
به عنوان یک حقوقدان راه جلوگیری از وقوع بزه را در اکثر موارد در آموزش و آگاهی درست می دانم . و هر یک از ما می توانیم یک الگو باشیم برای ترویج این آگاهی.
کانال تلگرام تفکرات روی کاغذ