خرید بک لینک

اگر میتوانستی با نوجوانی خودت ارتباط داشته باشی، به او چه میگفتی؟

او را به چه چیز تشویق میکنی و از چه بر حذر میداری؟ آیا او به آنکه امروز هستی، افتخار میکند؟ از این ارتباط چه نکتهای میتواند مشوق امروزت شود؟

اول از هر چیزی باید به این موضوع بپردازم که آیا نوجوانی من به من افتخار میکنه ؟؟ خب فک کنم حدود 80 درصد قطعا افتخار میکنه ولی اون 20 درصد باقی مونده رو ... به گذشته و مسیری که طی کردم که نگاه می کنم خب خیلی جاها تنبلی کردم و جست و جو گر درونم یه جاهایی بسنده کرد به اون چیزی که داشت و قانع شد ...

این روز ها که با متود های مختلف جهت بهبود توسعه ی فردی آشنا شدم و دارم نقشه ی راه تغییر و پیشرفتم رو میکشم و سفر رو آغاز کردم قطعا به نوجوانی ام هم این راه و مسیر رو یاد می دهم و دستش رو میگیرم تا با هم به این سفر مهیج بریم ... الان که فکر می کنم من همیشه نوجوانی ام را همراه خود داشتم ... چون جرقه ها از زمان اون بوده که خورده شده و تکامل پیدا کرده پس هیچ وقت تنها نذاشته منو ... فقط یکمی بالغ تر شده ... الانم توی سفر قهرمانی من باز اون نقش مهمی ایفا میکنه با تفکرات پایه ای ش با علایقش و خواسته هاش که من بسط دادم و بهش پر و بال دادم و یه چیزایی رو بهش اضافه و یه چیزایی رو ازش حذف کردم ...

اون همیشه با منه و در ارتباط با من ... فقط اندکی با تجربه تر ...

برچسب: چالش,بیست, نویسنده: کیان عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:15

صفحه بندی