خرید بک لینک

امروز در مورد عقده ی مادر و پدر صحبت و مطالعه داشتم و یک تعریفی رو از عقده ی مادر برای خودم هضم کردم . قبل از این که وارد بحث عقده ها بشم و کلا بحث روانشناختی این مساله در ذهنم بود که ربط این موضوعات با حقوق زنان چی می تونه باشه ؟

آیا اصرار و علاقه ی شخصی من موجب شده تا این دو را به هم پیوند بدم یا نه واقعا این مواردی ست که باید پیوند بخوره !؟؟

و به این نتیجه رسیدم ( البته هنوز قطعیت پیدا نکرده و نیاز به تکامل داره برای توجیح ذهنی این کار !) که این مساله نقطه ی حساس و مرکزی حقوق زنان می تونه باشه ! حالا از چه منظری ؟؟ این که حقوق زن رو در یک ظرف زیبا و شکیل به زنان تقدیم نمی کنند و همین طور که قبلا هم گفتم نیاز به مبارزه هست و همیشه هم همین بوده نه تنها برای حقوق زن بلکه برای تمامی حقوقی که روزی تابو بوده اند و مورد انکار ... و این را هم گفتم که زن نیاز به شناخت و آگاهی از خودش دارد ... شناخت از بدن و روان خودش تا این که اول بپذیره که باید به آن زنانگی طرد شده بپردازد و بعد به درک از حق هایش ...

پس در این میان پیوند حقوق و روانشناسی برای توانمند سازی و آگاهی او از ضروریات است ...

حالا برمیگردیم به عقده ی مادر ... که در یک تعریف کوتاه میشه گفت : تمایل شخص به انفعال و موکول کردن کار ها به وقتی نامعلوم ناشی از عقده مادر است ! چرا که ما همیشه در جهان مان دنبال مادری هستیم که هم چون مادر واقعی مان حمایتگر ، مهربان و تغذیه کننده باشد ... و این عدم تمایل به خارج شدن از حاشیه ی امن زندگی و ماندن در نقطه ی امن و تجربه شده برای مان ناشی از همین مساله است .

یک زن آگاه و توانمند باید یاد بگیره که چطور از این حاشیه ی امن خارج بشه و بتونه این خارج شدن از عقده ی مادر را حل کنه ... تا جرات و جسارت تجربه های بیشتر و لذت بخش تر را داشته باشه .

برچسب: نویسنده: کیان عباسی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 23:23

صفحه بندی