طی یک حرکت ناخواسته ! رادیو نما آوا رو گوش میکنم ، ابتدا الهه ی ناز استاد بنان ( غرق در لذت می شوم ) .
و بعد از آن مجری با آن صدایی که طعم یک هات چاکلت ! عصرانه رو داره میگه ترانه ی بعدی " پرنده " با صدای مانی رهنما همین جاست که فکر می کنم چقدر خوبه که گاهی حق 1 نداری و در یک جبر 1 گرفتار می شوی و گوش ات را به نوایی می سپاری که شاید خاطراتی را هم برایت زنده کند ... خاطراتی از سال های دور ...
تکنولوژی و آگاهی عادتمان داده است تا آگاهانه انتخاب کنیم و همیشه هم تشویق شده ایم بر این که تصمیم هایمان عاقلانه و حساب شده باشد چرا که آنقدر ها زمان نداریم تا دست به آزمون و خطا بزنیم ... این برای کلیت زندگی خوب است ... برای آن چشم اندازه ها و راه های پیشرفت و توسعه ...
اما گاهی حق ها و آگاهی ها ، راه را برای بی پروا شدنمان می بندد ...
در جهانی که بر پایه ی انتخاب کردن و انتخاب شدن بنا شده است خوب است گاهی پیچ رادیو را باز کرد و خود را به یک جبر موضعی لذت بخش دعوت کرد ... و انتهایش را با یک فولکلر به اتمام برسانی ...
می گویم جبر موضعی ... شاید یه تعبیر دست ساز باشد از ناحیه من ! اما به عمق که نگاه کنی میبینی باید ازاین گونه جبر ها برای بی پروا شدن استفاده کنی ... این گونه جبر های موضعی فرصتی را به تو میدهد تا جهان را از یک دید تازه نگاه کنی و حسی به تو منتقل می کند که تجربه ای تازه را برایت به ارمغان می آورد .
چه بسا بهترین "انتخاب" های زندگی مان ناشی از جرقه ای باشد که از همین "جبرهای موضعی" سر برآورده است ...یک ایده ، یک آشنایی ، یک گفت و گو ... یک حال خوب حتی !
"کانال تلگرام تفکرات روی کاغذ"
برچسب:
نویسنده: کیان عباسی