پذیرش داستان خود و دوست داشتن خود در جریان داستان ، شجاعانه ترین کاری است که می توان در تمام عمر خود انجام داد. ( برنه براون )
در دنیایی هستیم که بیش از پیش دچار کمال گرایی می شویم ، میخواهیم همه چیز بی عیب و نقص باشد و در عین حال دچار یک تفکر فست فودی هم هستیم به این معنا که دلمان میخواهد همه چیز با یک کلیک تمام شود و در سریع ترین زمان ممکن به مقصود برسیم .
اما بهتر است دو مساله مهم را مورد توجه قرار دهیم . اول این که بپذیریم که بله ! من ناقص ، آسب پذیر و گاه نگران هستم ، اما هیچ یک از این ها این حقیقت را تغییر نمی دهند که من شجاع هم هستم و ارزش آن را دارم که عشق و احساس تعلق را تجربه کنم .
در حال حاضر که فضایی را تجربه می کنیم که مدام از مثبت اندیشی و جملات انگیزشی صحبت می شود و هر روز با سیلی از جملات و عکس ها و نوشته هایی برخورد می کنیم که باید افکار منفی را از خود دور کرده و به خوبی ها توجه کنیم ... در این بین من مخاطب نباید فکر کنم که این بدان معناست که حقیقت را نادیده بگیرم ... روزی با جمعی در حال صحبت و تبادل نظر در مورد این جمله بودم که " آنچه که بر ما می گذرد همان چیزی ست که درون ما می گذرد " و این با واکنش سختی رو به رو شد که ما بدی و ناتوانی و کمبود را نمی خواهیم پس چرا با این شرایط دشوار فقدان همواره رو به رو هستیم ...
درست است ما فقدان را نمی خواهیم ولی مدام در مورد فقدان فکر کرده و بدان اعتبار میبخشیم ... حقیقتی وجود دارد به نام فقدان ولی حالا با دانستنش باید دست به کار شد و وارد گود شد و عمل کرد ...
این جاست که آن طرز تفکر فست فودی بلای جانمان می شود ... دو قدم که برداشتیم و نتیجه ای حاصل نشد ... خسته و سرخورده می گوییم دیدی من تلاش کردم ولی نمی شود ! شانس ندارم ... خب طبیعتا قرار نیست با یک کلیک یا یک عصای جادویی همه چیز بر وفق مراد گردد ... صبر ، شجاعت ، شفقت از عناصری ست که باید چاشنی این قدم ها باشد ...
وقتی شروع به نوشتن اهدافم کردم بزرگ ترین اهدافی که دوست داشتم در این چند سال به آن برسم روی کاغذ آمد ... دیدم که انگار ذهنم قفل شده و آیا اهداف من فقط همین هاست ؟ درست است که مهم اند ولی باید برای درک بیشتر وارد جزییات می شدم ... نتیجه اش شد یک فهرست که هر روز به آن اضافه می شود و حتی در جزئی ترین خواستنی ها به روی کاغذ می آید... این جا شجاعت زیادی لازم است اگر احساس کنیم که یک هدف را به خاطر بزرگ یا غیر قابل دسترس بودن بهتر است کنار گذاشته و به آن بی توجه باشیم باید آن را به هر ترتیب ممکن بنویسیم و جلوی آن ستاره ای بزنیم ، این یک هدف زنده است .
نوشتن باعث نصب 1 می شود ، و چیز هایی شروع به پدیدار شدن می کنند که به سیستم فیلتر کننده ی مان مربوط می شود . ما با نوشتن نسبت به محیط پیرامون خود هشیار می شویم .
مثل وقتی که یک ماشین با رنگ آلبالوئی ! میخریم ... از آن روز احساس می کنیم که چقدر ماشین با این رنگ در خیابان وجود دارد پس تا الان این ها کجا بودند ... چرا من متوجه نبودم !؟ این همان فیلتر است که باعث هشیاری نسبت به محیط اطرافمان می شود .
و در تعیین اهداف هم دقیقا باید چنین فیلتری نصب شود و این با نوشتن اهداف میسر است .
وقتی حقیقتی مانند الگو ، مرتب تکرار می شود ، نمی توان آن را به حساب تصادف بگذارید و نادیده بگیرید ... پس با پرورش عادت ها و انتخاب الگوهای مناسب و تکرار مرتب آن ها رفتار های مثبت را نهادینه و رفتار های بدمان را حذف کنیم ... و یادمان باشد قرار نیست این عادت ها و این اهداف سریع به نتیجه برسد ... این یک شبه به مقصد رسیدن ها ممکن است سال ها طول بکشد ...
کانال تلگرام
برچسب:
نویسنده: کیان عباسی